ارتباطات نامه

این وبلاگ را گروهی از دانشجویان رشته ارتباطات تشکیل داده اند

ارتباطات نامه

این وبلاگ را گروهی از دانشجویان رشته ارتباطات تشکیل داده اند

شکاف در رسانه ; گسل در جامعه

  

رسانه ها سوژه و ابژه گفتگوهای جمعی در اجتماعات شهری هستند.محتوای رسانه ای شده از مهمترین مشترکات بین شهروندان است و رسانه ها بازتاب دهنده و بستر گفتگوهای جمعی به منرله کاریکاتوری از فضای عمومی هابرماسی هستند .این کارکرد رسانه های جمعی بازتاب دهنده یکی از مهمترین نقش های رسانه ها در تقویت مشترکات و همبستگی های جمعی است.بررسی شرایطی که به نظر می رسید رسانه ها چنین نقشی را ایفا نمی کنند در دهه 70 میلادی منحر به نظریه شکاف آگاهی شد که سعی در توضیح اثرات مفروض برای تفاوت در دسترسی به انواع رسانه ها داشت. بررسی های بعدی ، آن اثرات و شکاف فرض شده در دسترسی به انواع رسانه ها و تفاوت در آگاهی در نظر گرفته شده را اغراق آمیز دانسته و آن را با شکاف ملایم  و غیر رسانه  مخور  نفوذ جایگزین کردند. دلبل پیدایی این نظریات به صورت اولیه در تفاوتی است که گروه های مختلف احتماعی در امکان و تمایل به استفاده از رسانه های جدید دارند و بیشتر خود را در هنگام گذار های تکنولوژیک سریع نشان می دهند و اهمیت شان در  نشان دادن کاهش  امکان کارکرد رسانه ها در ایجاد همبستگی و دانش و آگاهی جمعی است.به نظر می رسد در جامعه امروز ایران نوع دیگری از شکاف در مصرف رسانه ای مردم و تبعات ناشی از آن دیده می شود.این شکاف هر چند تا حدی با شکاف میان رسانه های سنتی و جدید منطیق است ولی نتایج آن با ماهیت این شکاف قابل توضیخ نست.جامعه ایرانی بعد از وقایع انتخابات از هر دو سوی منازعه و دز حریان این مبارزه حویی به سوی قطبی شدن مواضع و بسته شدن روزنه های گفتگوی جمعی پیش رفت. این رادیکال شدن فضا در سطح رسانه های طرفین خود را بازتاب داد و فضای رسانه ای به یکی از مهمترین جبهه های نبرد تیدبل شد.  رسانه ها به مثابه سربازان این فضا از انحام عملیات انتحاری و استشهادی هم باکی نداشتند.و به تبع این سیاست و فضا کمتر رسانه ای در جامعه بافی ماند که بتواند فضای مشترک برای ایرانیان باشد. یا لااقل جمع کثیری از مردم نسیت به آن موضع قاطع و بی تخقیقی تداشته باشتد.از صدا و سیما گرفته که در اعتزاضات بیش از پلیس باتوم به دست روبرو مورد اعتراض فرار می گرفت تا سایت ها و روزنامه ها.  تغییر دیگری که موجب گسترش این شکاف شد.تتوع رسانه ای به وحود آمده  برای افرادی است که نمی خواهند از رسانه های رسمی استفاده کنند. طیف و کیفیت رسانه ها دسترس برای مخاطب عام که عمدتا به معتی تلویزیون است در یکی دو سال اخیر به حدی تغییر کرده که هر کس با هر سطح از سواد و  جنسیت و قومیت را می تواند به خود چذب کند.عینکی که رسانه ها به چشم خود زده اند و فیلتری  که مخاطبان در گوش هایشان دارند فضایی ایجاد کرده که عملا ایرانیان در دو  ایران مختلف زندگی می کنند که هر روز همپوشانی کمتری باهم پیدا می کنند.و در چنین بستری است که می توان به دلیل عدم فضا سازی و تسخیر محیط توسط مختارنامه -پر هزینه ترین تولید تلویزیون- در مقایسه با مثلا امام علی پی برد.شکاف مخاطبان و تفاوت مصرف رسانه ای ایرانیان اگرچه ریشه در عوامل غبر رسانه ای دارد ولی بیشتر از هر عرصه ای خود را در عرض و طول دره ای نشان می دهد که بین رسانه های مورد استفاده طرفین وجود دارد. شکافی که تعمیق و گسترش آن از  طرف مخاطبین هر دو طرف وظیفه ای ملی و مذهبی تلقی می شود و دست اندکاران رسانه ها نیز اگر عمدا بر طول و عزض این شکاف فعلا چیزی اضافه نمی کتتد. قصدی برای پر کردن آن ندارند. و نتیجه همه این ها را می توان در دیدو بازدیدهای نوروزی دید که کسانی که سریال هاشان را از فارسی وان ها و  برنامه ها را از من وتو و اخبار را از بی بی سی دیده اند کمتر چیزی برای گفتگو با  صدا و سیمایی ها پیدا می کنند.و جامعه و قضای زندگی  و گفت و گوی جمعی ما لحظه به لجظه آب می شود و فاصله ها ی مان بیشتر  می شود. و رسانه ها به جایی نمیرسند و کسی حواسش نیست.